محمود بن جعفر عراقى ميثمى

36

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى )

پس به حكم ضرورت ، وجود رئيسى امين و حكيم قادر در كار باشد تا در امر خلق خيانت نكند ، و حيف و ميل ننمايد ، و دفع فاسد به افسد لازم نيايد ، حكيم باشد تا آن‌كه وضع امور مواضع خود كند ، و سوء تدبير نكند ، و امانت او واقعى باشد . و اما اعتبار قدرت ، پس به سبب آن لازم آيد تا آنكه مردم مطيع و منقاد او باشند و مانع او در انجام تدبيرات او نشوند . و همچو رئيسى بايد از جانب كسى منصوب باشد كه عالم بوجود اين صفات در او باشد ؛ و علم بوجود اين صفات ، خصوص صفت عصمت غير از خداوند عالم به ضماير و سراير ، ديگرى را نباشد . پس دانسته شد كه نصب همچو كسى در هر عصر از جانب خدا واجب باشد ، و سلطان جابر جاهل ضعيف اين منصب را نشايد ، و امام منصوب از جانب رعيت از عهده اين امر برنيايد ، و داراى اين صفات غير از نبى و وصى نباشد . و چون به اجماع مسلمين پس از پيغمبر ما پيغمبرى نشايد پس منصوب در اين اعصار بايد وصى و امام باشد و هو المطلوب . پس [ به ] قاعدهء لطف و قاعدهء وجوب مقدمه و قاعدهء تمدّن كه هرسه از قواعد مقرّره عقليه مىباشند وجوب وجود معصوم در اين عصر لازم آمد بطورى كه منصف را غير از قبول چاره نباشد . تمثيل گويند كه كيفيّت خلقت شتر را از براى استاد حكماى يونان - افلاطون - نقل كردند ، و او را گفتند : در بعض بلاد ربع مسكون حيوانى مىباشد كه خلقتى عجيب دارد ، و يك‌صد من بار برمىدارد ، و چون پاهاى بلند دارد و بار آن سنگين باشد و نتوان بار را بر آن بست آن را مىخوابانند و بار را بر پشت آن مىگذارند ، پس آن حيوان برمىخيزد . و در برخواستن ابتدا به نصب دست‌هاى خود مىنمايد از جانب سر و دست منتصب مىشود و پاهاى آن با نصف ديگر بر زمين مىماند . پس چون كلّهء بزرگ و گردنى بلند دارد سر را حركت داده آن را با طول گردن ، لنگر ساير بدن مىكند و برمىخيزد .